چكيده :
دراين مقاله پديده ها از دو نظر گاه تجزيه نگر يا مكانيستي و نگرش كل نگر يا سيستمي مورد بررسي قرار مي گيرد و با يكديگر مقايسه ميگردد .
در نگرش سيستمي شكل ساده سيستم و محيط تعريف گرديده و نمايه اي از ورودي سيستم و خروجي آن تكنولوژي تبديل و بازخورد در تئوري سيستمي ارائه گرديده است .
سپس سيستم ها در سه گروه 1 – باز 2 – بسته 3 – سيستم الف – نرم ب – سخت
بر اساس نظريه برتالانفي طبقه بندي شده ويژگي هاي هر يك تعريف ميگردد . همچنين طبقه بنديهاي بولدينگ و جردن نيز از سيستم ها درجه اول و نمايه ها ارائه ميگردد .
- تداخل سيستمها و قرارگيري سيستم هاي كوچكتر در سيستم هاي بزرگتر
- تعامل هاي سيستمي از جمله نيروهاي پيوستگي و گسستگي تيم و هم پاياني سيستم ها
- شرايط پايداري سيستم كه ايجاد تعادل با محيط بر اساس سرعت ستزش پذيري و مرمت تغيير در محطي مي باشد مورد بررسي قرار گرفته است .
تعاريف سيستم هاي سايبرنتيك ( سيستم هاي زنده ) و جزيره اي شدن سيستم ( تجزيه سيستم به زير سيستم ها ) و تعريف بازخورد يا پس خورد به همراه نمايه ها ي مربوطه ارائه شده و بعنوان نتيجه گيري از مطالب فوق قراردادن سازمان در قالب يك سيستم مطرح مي گردد و اجزاء سازمان در نگرش سيستمي بررسي شده و روش چرچمن كه 5 جهت هر سازمان را مشخص مي كند ( 1 – هدفهاي سازمان – 2 – منابع سازمان – 3 – اجزاي سازمان – 4 - محيط سازمان - 5 – مديريت سازمان ) مورد بحث قرار گرفته و ضرورت ايجاد حفظ روحيه خلاقيت در سازمان پيشنهاد ميشود .
مقدمه :
جنگ دوم جهاني تجارب تازه اي را در مديريت جبهه ها مي آزمايد . بهره گيري از علم رياضي و ديگر علوم در مديريت جبهه فصل تازه اي را در مديريت سازمانها مي گشايد. و در دهه 1950 مكتب تازه اي در مديريت ظهورمي كند كه مجموعه نگر است .
در اداره سازمانها نه تنها بعد فيزيكي و مادي انسن و نه تنها بعد احساسي و رواني , بلكه هردو را با هم ود ركنار هم در نظر مي گيرد. و هر دو را در مديريت امور و بهره وري موثر مي داند . به علاوه تاثير عوامل بسيار ديگري از جمله محيط را در امور سازمان مورد توجه قرار مي دهد. و سازمان را به ديده مجموعه اي مي نگرد كه هر يك از اعضا و اجزاي آن نقشي در فعاليت ساير اعضا و كل سازمان تاثير مي گذارد.
هدف از اين بحث پرداختن به اين نگرش است , نگرشي كل نگر يا سيستمي . كه در اين نوشته با عنوان تفكر سيستمي عرضه مي شود.
ابتدا چگونگي انديشيدن و تفكر سيستيمي شرح داده مي شود و سپس انديشه سيستمي در قالب مديريت سازمانها مورد بحث قرار مي گيرد.
تفكر سيستمي :
از ابتداي تاريخ دو نگرش نسبت به پديده ها رايج بوده است . به كلامي ديگر دانشمندان و صاحب نظران جوامع , هر پديده اي را به دو شيوه متفاوت مورد توجه خويش قرار مي دادند كه عبارتند از :
الف – نگرش تجزيه نگر يا مكانيستي ب – نگرش كل نگر يا سيستمي
نگرش نوع نخست : برخواسته از انديشه فلاسفه يونان باستان است . هنر پديده اي را ابتدا به اجزا كوچكتر تقسيم مي نمايد و مي خواهد با مطالعه رفتار هر يك از اجزا به رفتار پديده اصلي دست يابد . به عبارتي رفتار پديده اصلي را حاصل جمع رفتار اجزا آن
مي داند.
نگرش تجزيه گرا در قرن هفدهم نگرشي فراگير بود, در بسياري از رشته هاي علوم طبيعي, فيزيك , شيمي و ديگر رشته هاي علمي به كار گرفته شده پيروزيهاي چشمگيري را براي انسان به ارمغان آورد و منشا كشفهاي تازه اي شد.
نگرش دوم يا نگرش كل نگر كه در محاقل علمي چين , يونان و ايران باستان مطرح بوده برعكس نگرش نخستين جهان هستي را ارگانيسمي مي پردازد. كه در آن نظام و سلسله مراتب وجود به نهايت درجه از كمال حكمفرمائي دارد. براساس هر پديده وجودي در جهان جزئي از يك كل است . نقش و وظيفه در يك مجموعه بر عهده دارد و نقش او در وجودو رفتار كل موثر است .
بدين ترتيب ابتدا رفتار كل مورد توجه قرار مي گيرد. ودرمسير پي بردن به چگونگي بروز اين رفتار تاثير گذاري و تاثير پذيري اجزا بر يكديگر بررسي مي شود.
رفتار كل پديده مورد نظر حاصل جمع رفتار اجزا, نيست بلكه حاصل تاثير آنها بر يكديگر به كلامي برآيند تاثير تمامي نيروهاي درون سيستم است علاوه بر اين سيستم و اجزاو عوامل دروني آن نيروهايي نيز از خارج تاثير مي گذارند . كه در حاصل كارش تاثير دارند.
|
نگرش تجزيه گرا( مكانيسمي ) |
نگرش كل گرا ( سيستمي ) |
|
1-پديده مورد نظر را به اجزا آن تجزيه كن 2- رفتار و مظاهر هر جزئي را بطور جداگانه شناسائي كن 3- تعاريفي را كه از شناخت اجزا بدست آورده اي با يكديگر تركيب كن تا تعريف كل را بدست آوري |
1- سيستم بزرگتري را كه پديده مورد نظر تو جزئي از ن است , شناسائي كن 2- رفتاركل مجموعه را بشناس 3- رفتار پديده مورد نظر را در مفهوم نقش يا كاركرد آن در قالب سيستم بزرگتر تعريف كن |
|
در نگرش تجزيه گرا |
در نگرش سيستمي |
|
1- سيستم را از پيرامون جدا مي سازيم و تنها به شناسايي و تعريف عوامل و اجزاي آن ميپردازيم . 2- اهميت روابط متقابل اجزاء را بررسي مي كنيم 3- هدف ما روشن ساختن جزئيات است 4- هربار تنها يك متغير را تغيير مي دهيم 5- سيستم را مجزا و مستقل از زمان مي بينيم . 6- نتيجه كار بررسي ما برنامه ريزي جزء به جزء فعاليتهاست 7- جزئيات را مي شناسيم , هدفها كاملا روشن نيستند. |
1- سيستم را در درون پيرامونش بررسي مي كنيم 2- آثار ناشي از روابط متقابل اجزاء را مي بينيم 3- هدف اصلي ما درك كل سيستم است 4- هر بار چند متغير مختلف را با هم تغيير مي دهيم 5- سيست را در زمان واقعي بررسي مي نمائيم 6- نتيجه كار بررسي ما برنامه ريزي مجموعه با درنظر گرفتن كل هدفهاست 7- هدفها كاملا روشن نيستند و شناخت دقيق جزئيات مطرح نيست . |
سيستم چيست ؟
اگر بتوانيم در مورد عادات و رفتار خود و درستي يا نادرستي آنها ترديد كنيم و به فلسفه وجودي هر يك بينديشيم و آثار مترتب به آنها را وارسي كنيم آماده وارد شدن به دنياي سيستم هستيم . دنياي شگفتي كه پيچيدگي كه آثار آن تا بي نهايت ادامه مي يابد و پس شرط ورود به دنياي سيستم آمادگي ذهني است براي اينكگه سيستمي بينديشيم بايد چارچوبهاي ذهني خود را به كار بگذاريم و بي تعصب نسبت به شيوه ها و روشهاي از قبل آموخته خود آماده پذيرفتن نوع تازه اي از تفكر و انديشه بشويم . شايد به دليل نوع خاصي از تفكر , بدرستي يا نادرستي آن فكر نكنيم و شايد ترك نوع خاصي از انديشه و عمل به سادگي ميسر نباشد. اما براي سيستمي انديشيدن برداشتن اين گام ضروري است .
تعريف ساده سيستم : سيستم مجموعه اي متشكل از اجزا به هم وابسته است كه متفقا در راه رسيدن به يك هدف كلي گام بر مي دارند.
انديشه سيستمي فراتر از اشيا ملموس و مادي است بنابر اين (( سيستم كلي است متشكل از اجزا مرتبط , پيكره اي سازمان يافته از اشيا مادي و غير مادي ))
علاوه بر اين مي توان در مورد عقايد ومذاهب و مكاتب كه در قالب سيستمي جاي دارند چنين تعريف نمود:
سيستم مجموعه اي از دانشها يا باورهايي است كه به صورت يك كل سازمان .
يافته اند , پيكره اي جامع و فراگير از دكترينها, عقايد و نظريه ها مانند مكتبهاي فلسفي , مذاهب و دولتها و غيره .
و سرانجام سيستم , روش يا ترتيب منطقي از اجزاي امور را نيز در نظر مي گيرد. در تمامي تعاريف فوق وجوه مشتركي وجود دارد كه در همه تعاريف سيستم مجموعه اجزا در يك قالب كل يا هدف مشترك مطرح گرديده است .
راسل اكاف ( 1981 ) سيستم را مجموعه اي از دو يا چند عنصر مي داند كه داراي شرايط سه گانه زير است :
1-رفتار هر يك از عناصر, كل را متاثر مي سازد.
2-رفتار هر عنصر و تاثير آن بر كل و يا ديگر عناصر وابستگي متقابل دارد.
3-سيستم هاي فرعي به هر صورتي كه شكل گرفته باشند هر كدام بر روي يك مجموعه تاثير مي گذارند و از هيچ كدام از عناصر يا اجزا بطور مستقل و مجزا مورد توجه نيست .
همانطور كه قبلا گفته شد سيستم نوعي انديشه يا قالب ذهني اس كه مي تواند در برخورد با پديده ها مورد بهره برداري قرار گيرد.
انديشه سيستمي را از يك سلول كوچك تا يك انسان , سازمانها و جوامع انساني تا منظومه شمسي و كهكشانها مي توان مورد استفده قرار داد. در واقع مي توان چنين بيان كرد كه (( محدوده سيستم ما , محدوده سيستممورد نظر ماست ))
سيستم و محيط :
هر سيستمي در محدوده بزرگتري قرار دارد كه محيط آن تلقي مي شود, سيستم از محيط تاثير مي پذيرد و بر آن تاثير مي گذارد. به علاوه محيط چيزي است كه در مبادلات سيستم ها به عنوان واسته عمل مي كند . براي مثال انسان سيستمي است كه در محيط جغرافيايي معيني قراردارد. از محيط , هوا , غذا و ساير نيازمنديهاي خود را تامين مي كند و خود تغييراتي در محيط ايجاد مي نمايد.
خانواده , جوامع انساني نيز سيستم هايي هستند كه در محيط بزرگتري جاي دارند و ارتباطات متقابلي را بوجود مي آورند.
تئوري سيستم ها اولين بار در علوم فيزيكي مطرح شد به ديگر رشته ها مانند مديريت نيز كشيده شد يك سيستم مجموعه اي از عناصر وابسته به يكديگر است كه به عنوان يك كل عمل مي كنند شكل زير چارچوب كلي يك سازمان را از ديد سيستمي نشان مي دهد. يك سيستم سازماني چهارنوع ورودي از محيط دريافت مي كند. مواد , انسان , منابع مالي و اطلاعات سازمان سپس ورودي هاي خود را تركيب و تغيير شكل داده , آنها را دوباره به شكل كالا و خدمات , سود زيان , رفتار كاركنان و اطلاعات اضافي وارد محيط مي كند . در نهايت سيستم برحسب خروجي هاي خود بازخورد لازم را از محيط دريافت مي كند.
|
محصولات /خدمات سود/زيان رفتاركاركنان اطلاعات بيشتر |
|
مواد منابع انساني منابع مالي اثلاعات |
|
تكنولوژي تبديل |
|
تئوري سيستمها |
طبقه بندي سيستم ها:
صاحب نظران مختلف سيستم ها را از ديدگاه خود طبقه بندي نموده اند كه به برخي از اين طبقه بندي و انواع آن اشاره مي نمائيم .
سيستم هاي : 1-باز 2- بسته 3- سيستم 1- نرم 2- سخت .
سيستم 1- ساختاري 2-كاربردي و نوع ديگر 1-هدفمند 2-غير هدفمند و در نوع ديگر
1-ارگانيكي 2- مكانيكي و از نظر دانشمندان ديگر : به سيستم 1-فرعي 2-اصلي تقسيم مي شود.
سيستم از لحاظ باز و بسته بوسيله برتالانفي در سال 1930 انجام شد و به نظر وي سيستم بسته سيستمي است كه هيچ نوع داد و ستدي با خارج ندارد و بر عكس سيستم باز سيستمي است كه با محيط خارج در ارتباط است . ورودي ( input ) مي گيرد و خروجي
(out put ) مي دهد توضيح اين نكته ضروري است كه سيستم مطلقا بسته در طبيعت يافت نمي شود و هر سيستمي به نحوي با محيط دررابطه مبادلاتي قرار مي گيرد.
در برخي سيستم ها اين رابطه در حداقل است و در برخي ديگر به حداكثر خود مي رسد. بدين ترتيب مي توان سيستم ها را به سه طبقه مطلقا بسته , نسبتا بسته و باز تقسيم نمود.
1- سيستم هايي مطلقا بسته تلقي مي شوند كه هيچ گونه تعامل و تعادلي بين آنها و محيط خارج وجود ندارد. به كلام ديگر در هاي سيستم كاملا بر روي دنياي خارج بسته است و ميزان تبادل و تعامل آن با محيط خارج , اعم از مادي و غير مادي صفر است .
2- سيستم هايي نسبتا بسته بشمار مي روند, كه از نظر مبادلات مادي بسته هستند ولي ممكن است ب محيط خود مبادلاتي از نوع ديگر داشته باشند.
3- سيستم هايي باز شناخته مي شوند كه در آنها همه نوع تعامل و مبادله با محيط خارج برقرار باشد. سيستم ها به شكل هاي ديگر نيز طبقه بندي شده اند و از آن جمله مي توان به طبقه بندي هايي چون زنده و غير زنده , مجرد و مجسم اشاره داشت .
طبقه بندي بولدينگ از سيستم ها:
كنت بولدينگ از نظر مراتب سيستم ها را به 9 سطح تقسيم كرده است و هر يك از اين سطوح در عين حل كه از ويژگي هاي سطح پايين تر بهره مند است داراي ويژگي معيني است كه آن را از سطوح قبلي متمايز مي سازد
|
طبقات سيستمي |
ويژگي |
نمونه واقعي |
|
1-سازه ها/ ساختارها 2-ساعت واره ها 3-مكانيسمهاي كنترل 4-سيستمهاي تك ياخته اي 5-ارگانيسمهاي سطوح پائين (اجتماعي از سلولهاي گياهي) 6-حيوانات و سيستمهاي غريزي
7-سيستم انساني
8-سيستمهاي اجتماعي –فرهنگي
9-سيستمهاي ماوراء الطبيعه |
ايستايي حركت از پيش تعيين شده كنترل مداربسته پويا,زنده داراي رشد و توليد مثل رشد , توليد نسل ,تقسيم كار گروهي بين سلولها داراي مغز,تحريك پذيري وتوان آموختن توان علم آموزي ,بهره گيري از علم, خودآگاهي ,قدرت وتعبيروتفسيرعلائم ارتباطات ,دانشها,نقشهاي معين درجامعه ناشناخته و نامحدود |
پل منظومه شمسي /ساعت ترموستات سلولهاي زنده(تك ياخته اي گياهان
پرنده ها
انسانها
خانواده
سيستمهاي علوم رياضي تركيبات منطقي |
طبقه بندي جردن :
جردن با فرض باز بودن كليه سيستمها برمبناي ميزان تغيير و تحول ,اهداف پيوستگي و ارتباط آنها طبقه بندي ديگري از سيستمها عرضه مي شود كه به شرح زير است .
|
طبقه بندي چك از (chccland ): كه درقالب شكل زير طبقه بندي مي كند
|
ويژگيهاي ساختاري كند 1-نرخ تغيير مبنا سريع كاركردي ناظراز خارج هدفمند 2-هدف غير ناظر غيرهدفمند عدم تاثير و قدرت
مكانيكي (عدم وابستگي ) 3-ارتباط ارگانيكي (موثروداراي قدرت (وابستگي شديد و نيرومند) |
ازميان طبقه بندي مختلف طبقه بندي سيستمها به باز و بسته مقبوليت بيشتري يافته است به شرح بيشتري از اين طبقه بندي مي پردازيم .
ويژگيهاي سيستمهاي باز و سيستمهاي بسته
سيستم بسته :
همانطور كه قبلا هم اشاره شد, سيستم بسته به سيستمي گفته مي شود كه با محيط اطرافش هيچگونه رابطه تعاملي و تبادلي ندارد يعني نه از بيرون چيزي مي گيرد و نه به بيرون چيزي مي دهد. تمامي فعاليتهاي اين نوع سيستم به روابطي كه اجزاي آن متقابلا با يكديگر دارند محدود مي شود. بسياري از سيستمها فيزيكي و شيميايي كه ما شناختيم از جمله سيستمهاس بسته اند و قوانين ترموديناميك به آنها حاكم است .
بديهي است اين سيستمها تنها از لحاظ نظري سيستمهاي بسته خوانده مي شوند زيرا در دنياي واقعي ماكمتر به سيستمي بر مي خوريم كه اصلا تحت هيچ گونه نفوذ عامل خارجي قرار نداشته باشد در واقع در سيستمهاي بسته تاثير محيط يا داد و ستد سيستم با محيط در حد واقعي و ناچيز است سيستمها به درجات مختلف و تحت شرايط متفاوت گرايش به بسته بودن پيدا مي كنند.
جانوراني كه به خواب زمستاني فرو مي روند هنگامي كه شرايط محيط را مناسب وضع خود نمي يابند تبادلات خود را با محيط به حداقل مي رسانند غذا از محيط نمي گيرند, انرژي به محيط نمي دهند و تغييري در محيط ايجاد نمي كنند , شايد تنها ارتباط آنها با محيط خارج به تنفس محدود مي شود كه تعداد آنهم به حداقل رسيده است .
سيستم بسته به نوع تعادل ايستاد در درون خود مي رسد. اين سيستم با داد و ستدي كه در بين اعضاء يااجزاي خود برقرار مي سازد تا خدي مي تواند به خيات خود ادامه دهد اما به نسبت بزرگي و كوچكي يا هماهنگي و ناهماهنگي دروني اش دير يا زود رو به اضمحلال و مرگ مي گذارد اين حالت را آنتروپي مي گويند. طبيعي است كه سيستم بسته قابليت رشد هم ندارد زيرا افزون بر آن چيزي كه مصرف مي كند از خارج دريافت نمي دارد كه منابع مورد نيازش را تامين نمايد در طول حيات خود با محيط به نوعي تعادل ايستا دست پيدا مي كند و سرانجام نيز از هم پاشيده مي شود.
مثال : اتحاد جماهير شوروي در اثر وارد از خارج متلاشي شد كه اين به يكباره رخ نداد بلكه آمادگي لازم از مدتها قبل و به صورت تدريجي و فزاينده پديد آمده بود ( اصل دوم ترموديناميك بي نظمي يا تعادل ايستا- خاصيتي از آن حالت كه آنتروپي است فزوني مي گيرد در سيستمهاي بسته به معناي كهولت از هم پاشيدگي و بي نظمي كه با گذشت زمان بر تمامي اجزاي سيستم متولي و سرانجام كل سيستم را به مرگ و نابودي مي كشاند.
|
روابط دروني |
|
سيستمهاي دروني يا مشمول |
شكل 2- سيستم بسته
سيستم باز :
سيستم باز سيستمي كه با دنيا و محيط خارجي اش پيوند دارد. از محيط بيروني خود مواد گوناگون , انرژي , اطلاعات و غيره را مي گيرد وهمانها را به گونه اي تغيير يافته به محيط مي دهد. به عبارت ديگر چيزهايي را از بيرون مي گيرد و چيزهايي رابه بيرون از خود مي فرستد يا داراي (( داده ها)) و (( ستانده ها )) است . معمولا سيستمهاي باز داده ها يا ورود سياري خود را تغيير شكل داده به خارج سيستمهاي فرعي بدن يك انسان تلقي مي شوند در يك دولت سازمانها و وزارتخانه ها سيستم فرعي هستند و در يك سازمان واحديهاي مختلف سيستم فرعي آن بشمار مي آيند.
|
-باقيمانده - دورريز - محصول - اتلاف - اطلاعات |
|
خروجي |
|
ورودي - انرژي - منابع - اطلاعات |
سلسله مراتب سيستمي :
سيستمهاي كوچكتر در درون سيستمهاي بزرگتر قرار دارند و سيستمهاي بزرگتر در داخل سيستمهاي باز هم بزرگتر را هستند . يعني هر سيستمي سيستمهاي ديگر را در خود جاي داد و خود در سيستمهاي ديگر جاي گرفته است .
سيستم مدرسه درون سيستم آب و آب منطقه درون سيستم آب شهرستان , استان و خلاصه در داخل سيستم وزارت آب و س وزارت آب در سيستم فرعي از سيستم دولت قرار دارد.
تداخل سيستمها :
هر سيستمي ممكن است در أن واحد در چندين سيستم قرار داشته باشد. بطور مثال يك دانش أموز در حين حال كه جزيي از يك خانواده است در سيستم مدرسه , تيم فوتبال , تيم جوانهاي محله و ... نيز قرار دارد و با يك كارمند از يك سو عضو سيستم اداري و از سويي عضو سيستمهاي چون خانواده مسجد, شركت تعاوني و انجمنهاي مختلف و ... نيز مي باشد.
|
تداخل سيستمها |
توجه :س = سيستم و آپ = آموزش و پرورش
تعامل هاي سيستمي
هرسيستمي داراي دو نوع تعامل است . دروني و بروني تعامل دروني كه مي تواند به اشكال مختلف وجود داشته باشد. حكايت از داد و ستد و تاثير ميان اجزاء يا هر يك از سيستمهاي فرعي دارد و تعامل بروني داد ستد ميان كل سيستم يا هر يك از اجزاء آن با محيط خارج است . اين تعامل نيز مي تواند در اشكال و مفاهيم متنوعي انجام شود.
|
سيستم -ويژگيهاي فيزيكي = ساختار - ظرفيت = اطلاعات - نظم |
|
خروجي محيط باقيمانده – دورريز- محصول –اتلاف – اطلاعات |
|
ورودي محيط اطلاعات – منابع - انرژي |
|
محيط |
|
شكل ( تعاملهاي دروني و بروني سيستم ) |
نيروهاي پيوستگي و گسستگي سيستم :
عناصري در هر سيستم به پيوستگي سيستم كمك مي كنند كه به عناصر پيوند مي نمامند و عناصري هم در مقابل سعي در گسستگي آن دارند كه به عناصر تفرقه معروفند.
ورودي هر سيستم مي تناند خروجي سيستم ديگر باشد:
يعني صادره يك سيستم وارده يك سيستم ديگر باشد و به همين ترتيب الي آخر كه كيفيت و كميت صادره يك سيستم مي تواند سيستمهاي بعدي را كه از صادره آن به عنوان وارده استفاده مي كنند تحت تاثير قرار دهد.
هم پاياني : سيستمها براي تحقيق اهداف خود در راههاي مختلفي را در پيش مي گيرند . براي حل هر مسئله راههاي متعددي وجود دارد كه سيستم مي تواند با استفاده از يك يا چند مورد اهداف خود را عمل سازد.
شرايط پايداري سيستم :
تعادل و پاياني سيستم از يك سو با تغييرات محيطي و از سوي ديگر با انضباط دروني آن بستگي دارد هر گاه ميانگين سازش پذيري يك سيستم با ميانگين تغييرات محيطي متناسب و برابر باشد سيستم پايداري مي ماند. در درو آنهايي كه تغييرات طبيعي شديد بوده برخي از گونه هاي حيواني قدر به سازش پذيري با محيط نبوده و از بين رفته اند . ميليونها سال پيش نسل دايناسورها به سبب تغييرات شديد و ناگهاني محيط به نابودي گرائيده زيرا اين جانور قادر به ايجاد تعادل با محيط نشد.
پايداري سيستم === سرعت سازش پذيري ==== سرعت تغيير محيط
انضباط دروني سيستم با حفظ هماهنگي و همزماني فعاليت اجزاي آن با يكديگر شرط ديگر پايداري سيستم است چنانچه خروجي پيش بيني شده از يكي از سيستمهاي فرعي تخصيل نگردد . در مجموعه سيستم اختلال ايجاد شده حيات آنرا به خطر مي اندازد . به سخن ديگر ناپايداري سيستم هنگامي پيش مي آيد كه مشخصه مطلوب خروجي سيستم به مشخصه نامطلوب تغيير يابد به نحوي كه باز گشت به خالت مطلوب ممكن نگردد و سيستم در وضعيت ثانويه غير مطلوب قرار گيرد . براي مثال چنانكه سيستم دفع مواد زايد و سموم بدن ، كليه و ساير اجزاء آن مختل شود و قادر نباشد فعاليت خود را با مشخصات و تركيب معيني انجام دهد . براي سيستم بدن انسان و ساير سيستمهاي فرعي آن مشكلات متعددي بروز كرده و حيات كل سيستم به خطر مي افتد
|
كلهر ( 1938 ) بر اين عقيده بود كه تعادل ضرور تا در نقطه پاياني انرژي به وقوع مي پيوندد . براي مثال گلوله شيشه اي در درون بشقاب وقتي از حركت مي ايستد كه بر پائين ترين سطح كف بشقاب بلغزد . |
سايبرنتيك كه علم ارتباطات و كنترل نيز ناميده مي شود. مبناي براي مدل سيستمها مي زنده است. برخي آنرا علم ارتباط انسان و ماشين و برخي علم ساماندهي ثمر بخش مي دانند. ويژگيهاي سيستمهاي سايبرنتيك را مي توان در پيچيدگي ، پويايي ، وابستگي به ديگر سيستمها، باز بودن و احتمال گرا بودن آنها جستجو كرد. بسياري مدل سايبرنتيك را پايه اي براي همه فعاليتهاي آگاه و ناآگاه كنترل شده پايداري و ... قرار مي دهند برخي از
اصول مهم سايبرنتيك بدين قرار است :
1-سيستمهاي پيچيده خود را سازمان مي دهند.
2-سيستمهاي پيچيده ثبات داشته و تا مرز بي ثباتي فاصله زيادي دارند
3-صادره هايي كه براي سيستم اهميت دارند با حلقه هاي باز خورد محافظت مي شوند.
|
واحد كنترل ( CU ) |
|
واحد عمليات ( AU ) |
|
فرآيند كنترل ( CP ) |
|
صادره مطلوب |
|
صادره واقعي |
|
سيستم اطلاعات ( IS ) |
جزيره اي شدن سيستم :
وقتي كه زير سيستمها ( فرعي ) ارتباط متقابل خود را از دست مي دهند و سيستم به زير سيستمهاي خود تجزيه مي شود مي گويند سيستم جزيره اي شده است در مجموع مي توان گفت جزيره اي شدن الزاما به ناپايداري سيستم و زير سيستمهايش منجر نمي شود اما عموما ناپايداري سيستم از مرحله جزيزه اي شدن مي گذارد ممكن است سيستم تحت تاثير عوامل شديد آني قرار گيرد و دچار ناپايداري مي شود اين ناپايداري مي تواند گذرا باشد و از جزيره اي شدن آن جلوگيري كند. اما اگر عوامل ناپايداري در طول زمان فعالتر شوند و استمرار يابند و سيستم روند ناپايداري ديناميك را بپيمايد جزيره اي شدن حادث مي شود . در مواردي ناپايداري سيستم بزرگتر كه به جزيره اي شدن منجر مي شود. الزاما ناپايداري سيستمهاي كوچك يا زير سيستمها را بدنبال ندارد . براي مثال از بين رفتن حكومتهاي مركزي كشورهاي بزرگ و تجزيه آنها به ايجاد حكومتهاي محلي و كوچكتر مستقلي منجر مي شود كه از ثبات و پايداري برخوردار هستند. اما سيستم اصل كه قبلا به
عنوان كل شناخته مي شد. هويت از دست داده است .
باز خورد يا پس خورند:
باز خورد يا پس خوردند يكي از مكانيسمهايي است كه در اغلب سيستم ها به گونه اي موجود است . ترموستاتها ساده ترين دستگاههاي مكانيكي هستند كه با مكانيسم باز خورد عمل مي كنند. ترموستاتها با افزايش يا كاهش خود اقدام به قطع يا وصل دستگاهها مي
نمايند.
سيستم داراي مكانيسم باز خورد از چند سيستم فرعي مرتبط با هم تشكيل شده است يعني هر سيستم اصلي مركب از سيستمهاي است كه شامل مكانيسمهاي باز خورد و كنترل مي باشند.
|
سيستم كنترل كننده |
|
سيستم كنترل شونده |
|
سيستم حس كننده |
|
خروجي |
|
ورودي |
|
محيط سيستم |
سازمان در قالب سيستم
ديدگاه مديريتي به سيستمها:
دهه پنجاه دهه رونق و توجه به نظريه سيستمها بود . حاصل تجربيات جنگ دوم جهاني به صورت مكتب جديدي در مديريت ظاهر شد در اين نظريه
- سازمانها در قالب سيستمهاي باز مطرح شده سيستمها بازيافتي اجتماعي
- سازمانها دچار چوب سيستم داراي وارده ، صادره ، ارتباطات سازماني ( تعاملها دروني و بروني ) ويژگيهايي بودند كه در بحث سيستمها مطرح شد. بدين ترتيب مدير مي بايست براي اداره سازمانش سازمان را در قالب سيستمي ببيند كه ،
- از مجموعه اي از اجراي و يا سيستمهاي فرعي تشكيل شده كه بايد هماهنگ با هم كاركنند. در چنين ديدگاهي در هيچ سازماني واحد بي هدف وجود ندارد . در اين نگرش هر واحدي در حد فعاليت خود و ارتباطش با ساير اجزاء داراي اهميت بوده و در كار هر يك و كل مجموعه نيز موثرند.
- هر يك از اجزاء يا سيستمهاي فرعي هراجزاء يا سيستمهاي فرعي ديگر و بركار تمامي سيستم اثري مي گذارند.
- هر جزء يا سيستم فرعي در درون خود داراي تعامل دروني اجزاء است كه چگونگي اين تعامل دروني در حاصل كارش تاثير دارد.
- سيستم يا سازمان داراي وارده هايي هست ، انسان ، تخصص ، پول ، مواد ، انرژي و ...
- هر سيستم داراي فرآيند پردازش يا تبديل است اهميت اين بخش از سازمان بسيار زياد مي باشد زيرا در اين بخش اسن كه وارده هاي سازمان با هم تركيب شده محصول را توليد مي كنند. و به صورت كالا يا خدمت براي عرضه آماره مي شود.
- صادره سازماني – هر سازمان براي هدفي طراحي شده و كارش به صدور محصولاتي ، به صورت كالا يا خدمات منتهي مي شود مثلا صادره سازمان ثبت احوال با صادره دانشگاه و با صادره كارخانجات مختلف تفاوت دارد.
اجزاي سازمان در نگرش سيستمي :
در نگرش سيستمي سازمان مي تواند اجزايي بدينگونه داشته باشد:
1- انسانهايي با ابعاد وجودي گوناگون جنبه هاي مختلف مادي و معنوي ، حضور انسانها و سازمان مورد توجه قرار مي گيرد. هر انساني در شرايط خاصي تربيت شده ويژگيهاي خاص خود را دارد كه بايد بصورت موجود منحصر بود ديده شود . كه داراي تربيت ، آموزش و .. اعضايي خويش است .
از جهت ديگر هر انسان در سازمان در يك پست سازماني منصوب شده شماره اي و شرح وظايفي دارد مدير سازمان عضو رسمي آم و نقش او در آن رسميت و اهميت دارد.
هر انسان در گروهي از دوستان و تشكلهاي غير رسمي عضويت دارد كگه هرچند اينها هم اهدافي هر چند غير رسمي اما تعريف شده دارند كه بايد مورد ملاحظه قرار بگيرد و بايد به علاوه بر عضو رسمي سازمان به عنوان عضو غير رسمي هم بنگريم . چرا كه هر سازمان داراي شبكه مديريتي است ، كه اعضاي آنرا هم انسانها تشكيل مي دهند.
و بايد براي هر يك از موارد ذكر شده جوانبي در نظر گرفت يعني آنها هم هر يك شخصيت خاص نقش ، رسمي ، غير رسمي – تخصص و توانائيهاي ويژه خود را دارند.
2-شبكه اطلاعاتي وجود دارد كه تصميم گيريها را مسير مي سازد. مديران نمي توانند تصميمات خود را برمبناي سليقه هاي شخصي خود بگيرند مديري موفق است كه تصميمهايش بر پايه اطلاعات درست و بر گرفته اند واقعيات باشد بايد اطلاعات لازم به موقع در دسترس همگان قرار گيرد.
3-روشهاي اجراي كار: روشهايي كه عوامل را تركيب مي كند مي تواند بهترين روش نباشد آيا بايد مدير به هر چه كه در گذشته در جريان بوده قانع باشد يا مي تواند روشهاي خاصي را ابداع كند كه نتيجه بهتري بدهد. بديهي است براي حفظ پويايي سازمان تحول در روشهاي مرسوم اجتناب ناپذير است .
4-سازمان در محيط قرارداد و محيط داراي مقضنيايي است و در كار سازمان تاثير مي گذارد.
5-تجهيزات و تكنولوژي : باتحولات سريع تكنولوژي كه در دنياي امروز صورت مي گيرد سازمان بايد بتواند به عنوان يك سيستم به نوعي تعادل با تحولات تكنولوژيكي برسد.
روشهاي پيشنهادي چرچمن در نگرش سيستمي به سازمان :
چرچمن معتقد است هر مديري بايد از پنج چهت سازمان خود را مورد بررسي قراردهد:
1- هدفهاي سازمان
2- منابع سازمان
3- اجزاي سازمان
4- محيط سازمان
5- مديريت سازمان
1-هدفها: بهترين نقطه براي آغاز بررسي يك سيستم است . بدون توجه به هدفهاي كل سيستم
نمي توان به هدفهاي فرعي آن انديشيد احتمال خطا زياد است – هدفهاي ظاهري بايد از هدفهاي واقعي تشخيص داد معيار سنجش براي هدفها فراهم كرد. و در صورت وجود اهداف زياد بايد اولويت هدفها و ميزان اهميت هر يك نيز بايد روشن شود.
2-منابع : منابع سازمان عواملي هستند كه سازمان در راستاي تحقق اهدافش ياري مي كنند منابع از دو جهت براي سيستم اهميت تام دارند . نخست به كار خود ( ماموريت ) ادامه داده و آنرا دنبال كند و دوم مي تواند راه را براي ادامه حيات خود هموار نمايد . مدير در اينجا بايد منابع را بصورت پويا ( نه ايستا) مورد توجه قرار داده و سعي كند آنها را افزايش دهد و منابع براي جريان كار روزانه فراهم و براي آينده ذخيره شود خواه آشكار، خواه پنهان تا اينكه منابع به نقاط مختلف سيستم برسد. مثل سيستم اطلاعات مديريت – تكنولوژي جديد – سرمايه جديد- ئشناسايي نيروي انساني و تربيت آنها براي آينده – آموزش ضمن خدمت و به روحيه كاركنان توجه شود.
3-محيط : به تعريف چرچمن محيط ، عوامل و اشيايي را شامل مي شود كه در رابطه با خود سيستم موثر و غير قابل تغيير ند . توصيه او به مديران طرح دوم پرسش زير است .
در رابطه با شناسايي عوامل محيطي : نخست آيا عامل مورد نظر سيستم را با محدوديتهايي روبرو
مي كند؟ اگر پاسخ مثبت بود سئوال دوم را بدين سان مطرح مي سازد. آيا سيستم مي تواند محدوديتها و موانع را از پيش پاي فعاليتهاي خود بر دارد؟ در صورتيكه پاسخ منفي بود آن عامل بخصوص عامل محيطي شناخته مي شود.
براي هر سازماني عواملي مشابه به عوامل زير وجود دارد :
1-بودجه
2-روش سنتي كار
3-فرهنگ سازمان
4-شرايط فرهنگي محيط سيستم
كمبود سرمايه – كمبود تخصص – تغييرات دما – قوانين و مقررات – آداب و سنن – شرايط اقتصادي – اجتماعي – گروههاي با نفوذ – سازمانهاي رقيب – مديريت ضعيف – شخص مخالف در هيئت مديره
هرگاه مدير بتواند اين عوامل را با خود سازگار كند ممكن است يك عامل محيطي را به منابع تبديل كرده باشد.
4-اجزاي تشكيل دهنده سيتسم :
روشهاي سنتي ، سيستمها را به اجزاي شناخته شده اي تقسيم مي كند ، ادارات كل ، ادارات ، دواير و ... خشكي و ركود و عدم انعطاف در شروع وظايفي كه براي اجزا تعيين شده تحقيق اهداف را ياد شواري مواجه مي سازد( هدف مدير از توجه به اجزا و شناسايي وظايفي است كه معيار عملياتي آنها با معيار عملياتي كل سيستم ارتباط دارد تا وقتي كه معيار عملياتي جزيي را افزايش مي دهد معيار عملياتي كل سيستم ( در ثورت ثابت بودن ساير شرايط ) افزايش پيدا كند . كاهش هزينه عمليات يك جزء كاهش هزينه عمليات كل سيستم را سبب مي گردد. با اين نوع نگرش وجود واحدهاي موازي و تكراري مشخص مي گردد و مي توان از تداخل و تكرار وظايف جلوگيري كرد و فعاليت هر جزء را هدفدار كرد.
5-مديريت سيستم :
مديري كه خود ( در مجموعه مديران سيستم جاي دارد ) ساير عوامل سيستم را اداره مي كند. منابع اعم از انساني و مالي را تخصيص مي دهد سازماندهي مي كند هماهنگ مي سازد و بر كار آنها نظارت اعمال مي نمايد . مدير به خوبي اعمال نظارت كند كه از صحت اجراي عمليات و مطابقت آنها با برنامه هاي تدوين شده به موقع اطمينان حاصل كند و هنگامي كه درنقطه اي متوجه انحراف مي شد در صددد كشف غلت بر آمده نيست به اصلاح آن اقدام نمايد چنين فعاليتي غالبا كنترل ناميده مي شود.
بعد ديگر كنترل مديريت ارزيابي مستمر برنامه هاي سيستم و اصلاح آنها است . براي انجام فهم برنامه اي لازم است تا در صورت نياز در هنگام عمل قادر به اقدامات اصلاحي باشد از اين رو لازم است مدير همواره اطلاعاتي كسب كند تا بداند اولا در برنامه ريزي خود مرتكب چه اشتباهي شده ثانيا براي تغيير و اصلاح كار چه اقداماتي بايد به عمل آورد.
وظيفه نظارتي سيستم را نور برت و نير به نقش كاپيتان كشتي تشبيه مي كند . كه مسئوليت دارد كشتي را مطابق برنامه در محدوده زماني معيني به مقصد برساند. از طرفي بايد اثرات عوامل محيطي ... را در نظر داشته باشد و از طرف ديگر منابع را مورد توجه قرار دهد تا از طريق تحصيل به موقع اطلاعات از اين دو هدف خود را تحقق بخشد. كاپيتان مجاري اطلاعات را فراهم مي آورد تا بطور مرتب در جريات كارها و اتفاقات قرار بگيرد و هر لحظه بتوان اطلاع حاصل كند كه در چه قسمتي از كشتي عمليات مطابق برنامه پيش نمي رود و در صورت لزوم اقدام بموقع به عمل آورد. اين نوع گردش اطلاعات را سايبرنيك مديريت مي نامند.
ضرورت ايجاد و حفظ روحيه خلاقيت در سازمان :
براي حفظ پويايي و دوام سازمانها و جلوگيري از كهولت و آنتروپي خلاقيت ضروري است لازم است مركز خلاقيت سازمان جوان باشد. بديهي است جواني مورد نظر ما لزوما مربوط به افراد كم سن و سال نمي شود هدف ما جواني انديشه ها، نظريه ، و گفته هاست .
سازمان مي تواند به گونه خلاق سازماندهي شود . در حقيقت افراد بيشتري در قاعده هرم سازمان قرار دارند معمولا از افراد راس سازمان جوانترند بعلاوه فعاليتهاي واقعي سازمان در عرض هرم صورت مي گيرد و طول هرم مسير گزارش دهي و كنترل است پس مي توان نتيجه گرفت كه مقطع زيرين سازمان مركز خلاقيت است
اگر هرم را وارونه تصور كنيم . وظيفه مديريت پشتيباني فرآيند نوآوري است . مباني و انگيزه لازم براي خلاقيت فراهم مي كند مديران بايد همواره احساس كنند كه د خدمت كاركنان خود هستند.
بعلاوه در زمينه خلاقيت ، امور بهم اتصال جدايي ناپذير دارند ، هيچ شخصي حق انحصار
انديشه هاي خوب را ندارند و هر تكنيكي كه ارائه مي شود همكاري گروه را مي طلبد و مشوق همكاري و تشريك مساعي است براي هر تكنيك نو فعاليتهاي گروهي لازم است . يكي از برتريهاي مديريت ژاپن توجه به فعاليتها و رقابتهاي گروهي و ارزش نهاد به گروه است پاداش نصيب فعاليتهاي گروهي مي شود و حتي تنديسهاي فردي جاي خود را به تنديسهاي گروهي داده اند.
استفاده از مطالب با ذكر ماخذ بلامانع است
منابع مورد استفاده :
1-دروني . ژوئل (( روش تفكر سيستمي )) امير حسين جهانبگلو ، انتشارات پيشبرد چاپ اول ، تهران 1370
2-فرشاد دكتر مهدي (( نگرش سيستمي )) انتشارات امير كبيري چاپ اول 1363
3-چرچمن ، چارلزوست (( نظريه سيستمها) مترجم رشيد اصلاني انتشارات مركز آموزش مديريت دولتي چاپ سوم 1375
4-هيچينز ، درك (( كاربرد انديشه سيستمي )) مترجم رشيد اصلاني انتشارات مركز آموزش مديريت دولتي
5-سادوسكي و ديگران (( نظريه سيستمها)) مترجم كيومرث پرياني ، انتشارات تندر، تهران 1361
6-دكتر علي رضائيان (( تجزيه و تحليل و طراحي سيستمها)) انتشارات سمت تهران 1380



