تبليغاتX
فنون مدیریت فنون مدیریت

نویسنده : - ساعت 11:31 روز جمعه چهاردهم تیر 1387

علت وجود بازاریابی ، تعدیل نیازهای اجتماعی به فرصت های سود آور است .

 

ناشناس


نویسنده : - ساعت 11:30 روز جمعه چهاردهم تیر 1387

ری کوری

بازاریابی شامل تمام فعالیت هایی است که یک شرکت با انجام آن ها خود را با محیط خود تطبیق می دهد آن هم به صورتی خلاق و سود اور

 


نویسنده : - ساعت 11:29 روز جمعه چهاردهم تیر 1387

پیتر دراکر

به خاطر نقش اساسی بازار یابی نمی توان به ان هم چون وظیفه و کاری جداگانه نگریست تمام مسائل از نقطه نظر های نهایی عملکرد بازاریابی ، یعنی دیدگاه مشتری ؛ مورد قضاوت قرار می گیرند . موفقیت نه توسط تولید کننده ، که تا وسط مشتری تعیین می شود .


نویسنده : - ساعت 10:42 روز جمعه چهاردهم تیر 1387

مشتری:

در یک جواب سریع احتمالا" مصرف کننده نهایی محصولات است در مسیر تولید یک محصول از طراحی تا مراحل مختلف تولید (آزمایش، بسته بندی و ...) زنجیره طولانی از فعالیتهای مختلف وجود دارد. هر یک از این فعالیتها توسط یک نفر یا گروهی از افراد انجام می شود و بازده این فعالیتها توسط فرد دیگری مورد استفاده قرار می گیرد. دریافت کننده این بازده مشتری محسوب می شود که به عنوان مصرف کننده نهایی اطلاق می شود.

 مشتری درون سازمانی:

به همکارانی که در تماس مستقیم با مشتریان هستند اطلاق می شود که باید مهارتهای حمایت از مشتری را به این همکاران آموز شداد در این صورت کل زنجیره را تحکیم و تقویت کرده، بدین ترتیب قادر خواهیم بود حمایت کاملتری از مصرف کننده نهایی به عمل آوریم.

 رویکردهای شناخت نیازهای مشتری برون سازمانی:

1-     بحث مستقیم با مشتریان

 2- دریافت بازخورد از کارکنان شرکت 3

- تجزیه و تحلیل شکایات و اظهار نظرهای مشتری

 4- تحقیق درباره شرایط بازار

 5- اجرای برنامه های کارشناسی

 6- سؤال کردن از طریق پرسشنامه، تلفن و مصاحبه)

7- بحث با گروههای حمایت از مصرف کننده

8- بررسی نگرشهای مشتری

 9- بازدید مشتری های مهم از شرکت یا سازمان

 البته مشتریان فقط زمانی مایل خواهد بود که این اطلاعات را در اختیار ما قرار دهند که بدانند آنها را مورد استفاده قرار میدهیم. تتلاش در جهت به روز در آوردن اطلاعات، ثبت نیازها، خواسته ها و رضایت مشتری که پیوسته در حال تغییر است، هرگز پایان نخواهد یافت.

 حمایت از مشتری:

دراین زمینه شرکت فعالیتهای زیر را میتواند انجام دهد:

1. عرضه محصولات جذاب تر به مشتری

2. کاهش هزینه های تولید و یا مخارج بالاسری شرکت

 3. کاهش حاشیه سود حاشیه ای

بدیهی است که جالبترین راه جذاب کردن محصولات عرضه شده به مشتری تا حد امکان است تا مطالبه قیمت بالاتر توجیه پذیر  باشد.

 برنامه های حمایت از مشتری به عنوان ابزار رقابتی:

در نظر گرفتن امتیازهای ویژه برای مشتری

2. تمدید ضمانت نامه ها

3. مشخص ساختن استانداردهایی که به کار می گیرند

 4. با پذیرفتن پرداخت غرامت در برابر عدم انطباق با استاندارد 5

. بازگرداندن پول در صورت عدم رضایت مشتری

 6. تبلیغ در مورد حمایتهایی که از مشتری بع عمل می آید

7. ارائه خدمات رایگان اضافی (مثل در اختیار نهادن اتومبیل در زمان تعمیر وسیله نقلیه مشتری)

8. کمک به مشتری و مراقبت از او

 9. دعوت از مشتریان مهم به عنوان شخص ثالث جهت شرکت در تبلیغات شرکت
 

ایجاد ارزش افزوده از طریق حمایت از مشتری:

مشتریان معمولا" به دنبال محصولات ارزانتر با کیفیتی پایین نیستند بلکه چیزی که می خواهند به دست آوردن بهترین ارزش در برابر پولی است که می پردازند که در عین حال آن را نیز در محدوده وسیعتری در نظر می گیرد.

از طرف دیگر ما باید قادر باشیم نیازهای اضافی مشتری را با قیمتی که او مایل به پرداخت آن بوده و در ضمن از نظر او توجیه پذیر نیز باشد برآورده سازیم.

تأمین نیازهای اضافی مشتری بر ارزش اصلی محصول می افزاید و در اینجا مسئله مهم اجرای کار به نحو مؤثر و نتیجه بخش و در نظر داشتن نیازهای مشتری است.

 اهمیت روز افزون حمایت از مشتری:

افزایش رقایت (مشتری حق انتخاب دارد)

 2. مشتریان آگاه هستند

 3. تشابه محصولات (که نیازمند متمایز کردن فروشندگان است)

 4. افزایش تقاضا برای حمایت بهینه

5. توجه به هزینه های دوره عمر (محصول)

 6. تمایل مشتریان به پرداخت در برابر ارزشهای واقعی یا ذهنی
 

نقش رقابت در جذب مشتری:

طبیعتا" جایی که بازار جذابی وجود داشته باشد رقبا به دنبال یافتن معاملات پرسود خواهند بود. رقابت امکان بیشتری را در اختیار مشتریان قرار می دهد  و بر حسن انتخاب و اطلاعات آنها در مورد فروشندگان متعدد می افزاید نباید رقابت را امری منفی بدانیم رقابت کار ما را کارآمدتر ساخته و بسیاری از شرکتها را وادار می کند تا بیش از پیش مشتری گرا باشند.

 روشهای جذب مشتری:

6 راه برای جذب مشتری وجود دارد:

1. شما می توانید برخوردی را با مشتری داشته باشید تا به شما و کار مشا علاقه مند گردد و از این راه مشتری را به سوی خود بکشید.

 2. فروشهای رقابتی: در اینجا رسانه ها نقش مؤثری در پیشبرد اهداف شرکت دارند و مردم هنگامی که بوسیله ای نیاز دارند آنچه را که شما می فروشید به خاطر می آورند و از شما خرید می کنند.

3. دعوت و ایجاد انگیزه

4. حفظ مشتریانی که به تازگی به شما مراجعه کردند این ارزانترین شکل داشتن مشتری است آنها پیش از این با شما آشنا گشته اند  و اگر با آنها درست برخورد کنید به شما وفادار می باشند.

 5. شبکه سازی: مشتریان شما بهترین مبلغان فروش کالای شما هستند. مشتری هنوز به قوت خود پایدار است و همیشه به همین منوال باقی خواهد ماند  و قویترین شکل تبلیغات فروش می باشد.

 6. بازگرداندن مشتریانی که از دست داده ایم.

 ضرورت ایجاد بازخورد از مشتری:

از آنجایی که نظرات مشتری می تواند مستقما ما  را به عملکردی بهینه راهنمایی کند لذا:

مرحله یک : ضرورت استقرار یک مکانیزم بازخورد مؤثر فوق العاده ضروری است تا بدین وسیله نکات مثبت و اثربخش سازمان و همچنین نکات منفی و آسیب رسان آن شناسایی گردد. این اقدام نکات مثبت زیر را به همراه دارد:

-         روش سودمندی برای اندازه گیری عملکرد و تخصیص منابع، برای پروژه ها و کارهای پربازده می باشد.

-         سنجش عملکرد واقعی را به همراه دارد. – تمرین مفیدی برای نزدیک شدن به مشتری و درک متقابل از همدیگر می باشد – ابزاری برای تقویت شایستگی است – وسیله ای برای جلوگیری به موقع از انحرافات عملکردی  - معیاری مطمئن برای حصول اطمینان از اجرای درست برنامه های بهبود تکامل و توسعه است.

 مرحله دوم: نحوه دریافت بازخورد از مشتری.

 برای این کار راههای مختلفی وجود دارد:

گرفتن بازخورد از طریق ارتباطات مستقیم و چهره به چهره کارکنان با مشتری
از طریق افرادی که دارای اطلاعات وسیع و مبسوطی هستند.
از طریق روش گزارش دهی و یا استقرار تکنولوژی IT
تشکیل گردههای حل مسئله، طوفان مغزی و تکنیک استوری بورد
مدل RADAR چرخه بهبود مستمر
 

انواع برخورد با مشتری :

با توجه به اینکه سود ما از مشتری تأمین می شود ضروری است با مشتری نهایت دقت را اعمال کنیم آقای (استیفن کاوی ) می گوید: چهار نوع برخورد  میتوانیم با مشتری داشته باشیم.

1. برخورد برنده – برنده: که هر دو طرف از آن سود می برند.

2. برخورد برنده – بازنده: که ما به هدف و خواسته خود رسیده ولی مشتری خیری عایدش نشده و ناراضی و خشمگین میشود.

3. برخورد بازنده – برنده : مشتری به خواسته اش می رسد ولی ما زیان می کنیم. این شیوه هم حیات سازمان را به خطر میاندازد.

4. برخورد بازنده – بازنده: که در اثر سوء تدبیر، هر دو طرف زیان می کند.

 نقش کارکنان در رضایت مشتری:

جک ولش می گوید: موفقیت هر تشکیلات حاصل انتخاب مناسب افرادی است که برای کارهای مهم و کلیدی برگزیده می شوند امروزه محققین اثربخشی تمام تکنیک ها را نهایتا به عامل انسانی نسبت می دهند به همین جهت اهمیت کارکنان از خود مشتریان بیشتر است. زیرا این کارمند خوب است که می تواند مشتریان خوب را برای سازمان جذب کند در نتیجه می توان گفت که کارکنان مشتری نواز باعث جلب رضایت مشتری می شوند و جلب رضایت مشتری باعث افزایش سود آوری سازمان می شود.

 نتیجه:

به طور کلی سنجش بسیار اهمیت دارد به قول تام پیترز استاد کیفیت: آنچه سنجیده می شوند انجام پذیر است شاخصهای رضایتمندی می تواند در مورد اینکه کدام منطقه از کشور، بخش، صنعت یا نیازهای شرکت دچار مشکل است، ایده کلی ارائه کند.

 

 


نویسنده : - ساعت 11:50 روز سه شنبه یازدهم تیر 1387
1.       آیا میدانستی که زرافه تار صوتی ندارد و لال است و نمیتواند هیچ صدایی از خود در آورد ؟!

2.       آیا میدانستی که موشهای صحرایی چنان سریع تكثیر پیدا میكنند ، كه در عرض هجده ماه دو موش صحرایی قادرند یك میلیون فرزند داشته باشند !؟

3.       آیا میدانستی که جنین بعد از هفته هفدهم خواب هم میتواند ببیند ؟!

4.       آیا میدانستی که گربه و سگ هر كدام پنج گروه خونی دارند و انسان چهار گروه ؟!

5.       آیا میدانستی که روباهها همه چیز را خاكستری میبینند ؟!

6.       آیا میدانستی که اسبها در مقابل گاز اشك آور مصون اند ؟!

7.       آیا میدانستی که زرافه ایستاده وضع حمل می‌كند و نوزادش از فاصله 180 سانتی متری به زمین میافتد ؟!

8.       آیا میدانستی که 1300 كره زمین در سیاره مشتری جای می گیرد ؟!

9.       آیا میدانستی که رود دجله به خلیج فارس میریزد ؟!

10.   آیا میدانستی که 85% گیاهان در اقیانوسها رشد میكنند ؟!

11.   آیا میدانستی که اولین تمبر جهان در سال 1840 در انگلستان به چاپ رسید ؟!

12.   آیا میدانستی که سریعترین پرنده شاهین است و میتواند با سرعت 200 كیلومتر در ساعت پرواز کند ؟!

13.   آیا میدانستی که اولین اتوموبیل را مظفرالدین شاه قاجار وارد ایران كرد ؟!

14.   آیا میدانستی که قدرت بینایی جغد 82 برابر قدرت دید انسان است ؟!

15.   آیا میدانستی که در شیلی منطقه ی صحرایی وجود دارد كه هزاران سال است در آن باران نباریده است ؟!

16.   آیا میدانستی که هر 50 ثانیه یک نفر در دنیا به بیماری ایدز مبتلا میشود ؟!

17.   آیا میدانستی که وزن اسكلت انسان بالغ سیزده تا پانزده كیلوگرم است ؟!

18.   آیا میدانستی که خرس قطبی هنگامی كه روی دو پا می‌ایستد حدود سه متر است ؟!

19.   آیا میدانستی که زرافه میتواند با زبانش گوشهایش را تمیز کند ؟!

20.   آیا میدانستی که خرگوش و طوطی تنها حیواناتی هستند كه می‌توانند بدون برگشتن اشیاء پشت سر خود را ببینند ؟!

21.   آیا میدانستی که اگر همه یخهای قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقیانوسها هفتاد متر اضافه می شود و در این صورت یک چهارم خشکیهای کره زمین زیر آب میرود ؟!

22.   آیا میدانستی که كبد یا جگر تنها عضو داخلی بدن است كه اگر با عمل جراحی قسمتی از آن برداشته شود دوباره رشد میكند ؟!

23.   آیا میدانستی که میزان انرژی كه خورشید در یك ثانیه تولید میكند ، برای تولید برق مورد نیاز تمام كشورهای جهان به مدت یك میلیون سال كافی است ؟!

24.   آیا میدانستی که هر عنكبوت تار ویژه خود را دارد و هیچگاه تارهای آنها به هم شبیه نیستند ؟!

25.   آیا میدانستی که اگر در یك سال هیچ یك از نسلهای یك جفت مگس نر و ماده از بین نروند ، حجم مگسهای متولد شده با حجم كره زمین برابر میشود ؟!

26.   آیا میدانستی که رودی در كامبوج شش ماه سال ازشمال به جنوب و شش ماه دیگر سال از جنوب به شمال جریان دارد ؟!

27.   آیا میدانستی که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست ؟!

28.   آیا میدانستی که سریع ترین عضله بدن انسان زبان است ؟!

29.   آیا میدانستی که شبكه چشم 135 میلیون سلول احساس دارد كه مسوولیت گرفتن تصاویر و تشخیص رنگها را بر عهده دارد ؟!

30.   آیا میدانستی که بدن انسان پنجاه هزار كیلومتر رشته عصبی دارد ؟!

31.   آیا میدانستی که در برج ایفل دو میلیون و نیم پیچ به كار رفته است ؟!

32.   آیا میدانستی که طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار كیلومتر است ؟!

33.   آیا میدانستی که هشت پا با وجود داشتن بدنی بزرگ میتواند از سوراخی به قطر پنج سانتیمترعبور كند ؟!

با تشکر از دوست عزیزم  محمد رمضانی که زحمت این مقاله را کشیده بودند.


نویسنده : - ساعت 11:40 روز سه شنبه یازدهم تیر 1387
 
یكی از توانایی های فكری ما خلاقیت است. خلاقیت یعنی توانایی تجسم پیش بینی و ایجاد ایده ها (پرورش قدرت تصور) و خلق ایده های جدید.
عامل سن، جنسیت و حتی تحصیلات به عنوان ركورد خوب برای خلاق بودن نیستند بلكه عامل كوشش و نیروی محرك ما بسیار مهم می باشند. خلاقیت عبارت از چیزی بیش از صرفاً قدرت تصور است بلكه عبارت از قدرت تصوری است كه به نحوی لایتجزا به كوشش و هدف مرتبط شده است.
 اصول اولیه خلاقیت
به طور کلی خلاقیت فرایندی است که طی زمان ادامه داشته و ابتکار، انطباق پذیری و تحقق از خصوصیات بارز آن به شمار می آیند و می تواند جوابگویی برای مشکلات باشد. برخی از محققان اصولی برای مشخص شدن مرزهای خلاقیت تعریف نموده اند:
- اول اینکه خلاقیت متضمن پاسخ یا مفهومی نو باشد یا آنکه احتمال وقوع آن بسیار کم باشد. اما باید توجه داشت که نو بودن و اصالت با آنکه شرط لازم خلاقیت است اما کافی نیست. زمانی یک پاسخ را می توان بخشی از یک فرایند خلاقیت به شمار آورد که تا اندازه ای با واقعیت مطابقت داشته یا اصولاً واقعی باشد.
- دوم خلاقیت باید گره ای را بگشاید یا با وضعیتی تناسب داشته و یا مقصود معینی را برآورد.
- سوم، خلاقیت واقعی مشروط به دوام آن بینش ابتکاری، ارزیابی و تفسیر و رشد آن باشد.
در جمله ای کوتاه می توان اینگونه بیان کرد «خیلی ها ایده های خوب دارند اما عده کمی آنها را عملی می کنند». همچنین یکی از عواملی که معمولاً با خلاقیت مربوط می دانند موضوع هوش است.
 وجوه هوش
یک مبنای طبقه بندی، نوع فرایند و یا نحوه عملکرد خاصی است که انجام می گیرد. این نوع طبقه بندی شامل 5 گروه اصلی از توانشهای هوشی می باشد که عبارتند از عوامل:
- شناخت
- حافظه
- تفکر همگرا
- تفکر واگرا و
- ارزشیابی
شناخت، کشف و یا کشف دوباره و بازشناسی است. حافظه عبارت از حفظ آن چیزی است که درک شده است. در تفکر واگرا ما در جهات متفاوت تفکر می کنیم، گاهی به تفحص می پردازیم و گاهی در جستجوی تنوع هستیم در حالی که در تفکر همگرا اطلاعات به یک جواب درست و یا به بهترین جواب شناخته شده و قراردادی منتج می گردد. واضح است که یکی از توانشهای تفکر واگرا گوناگونی پاسخهایی است که تولید می شود. این نوع تولید تماماً زاده اطلاعات ارایه شده نیست. در اینجاست که مبحث انعطاف پذیری در تفکر پیش می آید که از مباحث اصلی خلاقیت به شمار می آید.
با این حال در بررسی افراد خلاق این نتیجه به دست آمده است که اگر چه داشتن حد معینی از هوش لازم است ولی شرط کافی نیست و لزوماً افراد با هوش خلاق نبوده اند در حالی که افراد با هوش متوسط می توانند افراد خلاق برجسته ای باشند. در واقع امور خلاقیت شاید بیشتر اکتسابی باشد تا فطری و می توان با آموزشهایی این توانایی را در خود افزایش داد.
 خصوصیات افراد بسیار خلاق
از مطالعه افراد بسیار خلاق موارد زیر نتیجه شده است. البته این خصوصیات شخصیتی آنهاست نه اینکه با اینگونه رفتارها، انسان بتواند به خلاقیت برسد:
- تمایل به تعریف و تمجید از خود دارند
- اشخاص خلاق مخصوصاً خواهان قبول پیچیدگی و حتی بی نظمی در دریافتهای خود هستند بدون آنکه نگران آشفتگی ناشی از این امر باشند. این بدان معنی نیست که آنان فی نفسه بی نظمی را دوست دارند بلکه پرمایگی موجود در بی نظمی را به کم مایگی نظم ترجیح می دهند. تمایل دارند نزد دیگران به داشتن نظرات تند و احمقانه شهرت داشته باشند.
- کارهای آنها با اظهار نظر اینکه از موضوع پرت هستند مشخص می شود. شوخ طبعی و بذله گویی از صفات بارز این افراد است. باید به این افراد کمک کرد که بدون اینکه کینه توز و پرخاشگر باشند جسارت خود را حفظ کنند.
 عوامل باز دارنده خلاقیت
- تلاشهای قبل از بلوغ برای حذف خیالبافی
- محدودیتهای بازدارنده قوه تدبیر و کنجکاوی کودکان
- تکیه بیش از حد به نقش جنسیت؛ تفکر خلاق مستلزم حساسیتی بیش از حد (خصوصیتی کاملاً زنانه) و وابستگی به غیر و اتکای به خود (خصلتی کاملاً مردانه) است. از همین رو یک پسر بسیار خلاق نسبت به سایر همجنسان همسال خود بیشتر دارای صفات زنانه به نظر می رسد.
- تاکید زیاد بر پیشگیری (نحوه پاسخگویی کودکان به مسایلی که مستلزم چاره اندیشی فرد هنگام قرار گرفتن در وضعیتی بن بست است نشان می دهد که تأکید بر پیشگیری قوه تصور بسیاری از کودکان را از رشد باز داشته است).
- القای ترس و کمرویی
- تاکید بر مهارتهای کلامی
خطری که استعداد خلاق فرد را تهدید می کند، قضاوت یا ارزیابی تجربه فرد نیست بلکه پیشداوری است که به تبع آن تجارب بسیاری در حوزه دریافت را نمی یابند. خطری که آموزشهای معمول چه در خانه و چه در مراکز آموزشی در بردارند این است که نظرات نو و احتمال وقوع اعمال جدید خیلی زود و بیش از اندازه مورد انتقاد قرار می گیرند.
 عوامل تشدیدکننده خلاقیت و نوآوری
حس درونی تفکر، انسان را قادر می سازد شرایطی را که وجود خارجی ندارند، در درون ذهن شبیه سازی نماید و به وی این امکان را می دهد تا در امکانات یکسان با سایرین برای خود فرصتهای بهتری بیافریند. در واقع امور خلاقیت شاید بیشتر اکتسابی باشد تا فطری و می توان با آموزشهایی این توانایی را در خود افزایش داد. مجموعه عواملی که باعث تشدید و ترغیب فرد به نوآوری می گردند به عوامل تشدیدکننده تعبیر می گردند که خود به دو بخش کلی انگیزه ها و ابزارها تقسیم می شوند.
 
1. انگیزه ها
انگیزه های ترغیب کننده به نوآوری، می توانند به خصوصیات و زندگی خصوصی افراد مربوط باشد و یا اینکه به اجتماع محل سکونت فرد بستگی داشته باشد که ما در اینجا دلایل بروز هر یک را بررسی می کنیم.
 
1-1. انگیزه های بیرونی
به همه انگیزه هایی که از جامعه به فرد القاء می گردند گفته می شود که خود بر اثر موارد زیر ناشی می گردند:
 
- بحران های جامعه:
می دانیم سرچشمه خلاقیت نیاز است. اغلب مواقع اگر نیازی در زندگی بشر مشاهده نشود، الزامی به خلاقیت وجود نخواهد داشت. نیازهای بشر معمولاً به طور یکنواخت بروز می یابند مگر در شرایطی استثنایی مانند بحران های مختلف از جمله بحرانهای طبیعی چون سیل و زلزله و آتشفشان و طوفان و همچنین بلایایی که خود انسان مسب آنهاست که بارزترین آنها جنگ است. نوع و دلیل بروز یک بحران در اینجا مد نظر نیست و آنچه حائز اهمیت است هجوم سیل عظیمی از نیازها پس از وقوع بحران است که می تواند در جامعه سبب یک انقلاب فکری در نزد افراد گوناگون گردیده و به شکل نوآوری و خلاقیت بروز نماید.
 
- سطح توقعات جامعه:
جامعه ای که در آن سیر صعودی پیشرفت حاکم باشد، هر روز از طرف تک تک اعضای خود شاهد خلاقیت و نوآوری است. در این جامعه نوآوری به قشر متفکر و اندیشمند محدود نگردیده و همه مردم را شامل می شود بطوریکه حتی تبهکاران نیز در این جامعه هر روز به فکر خلق روشی نو در روند کاری خود می باشند.
 
1-2. انگیزه های درونی
انگیزه هایی که از درون شخص، منشاء می گیرند را انگیزه های درونی می نامند که شامل موارد زیر می باشند:
 
- اسعتداد ذاتی فرد:
این امر حتی بدون وجود هر گونه محرک خارجی ممکن است آگاهانه یا ناآگاهانه صورت گیرد و با داشتن هوشی متوسط و آموختن راه های افزایش تفکر خلاق، کاملاً قابل دسترسی برای همه نیازهای زندگی می باشد.
 
- نیازهای درونی:
گاهی اوقات افراد در خود نیرویی احساس می کنند که همواره آنان را وا می دارد که در جهت کمک به دیگران و ارتقای سطح زندگی در جامعه، دست به نوآوری بزنند. این افراد از هر جنس و سن و شغلی می توانند باشند. به عنوان مثال خانمی در آمریکا که از آگهی های تجاری تلویزیون ناراضی بود آنها را مطابق با ذوق خود مجدداً می نوشت.
 
- بحران های شخصی :
بحران های شخصی نیز مانند بحران های جامعه، می توانند محرک بسیار قوی در امر نوآوری برای شخص باشند.
 
2. ابزار ها
برخی فاکتورهای تعیین کننده برای دستیابی به تفکر خلاق وجود دارند که می توان از آنها به عنوان ابزارهای نوآوری یاد کرد. این ابزارها عبارتند از:
- اراده
- اعتماد به نفس
- کمیت
- شبیه سازی
- استمداد از دیگران
- مجاورت / تشابه / تباین
- تغییر دادن
- فعالیتهای جنبی و...
این عوامل راهکارهایی برای آموزش نوآوری و تفکر خلاق ارائه می دهند.
 
منابع:
1. روزنامه کیهان، 11/12/

|



انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس